یکشنبه

دانش بنده از آنچه پیرامون ماست، قریب به هیچ است؛ آنقدر میدانم که جزئی از یک نظم وسیع و یک هستی به هم مرتبطیم. والا کسی بپرسد چرا شب و روزتان به مضرب هفت تقسیم شده و «هفته» می نامید پاسخ ندارم؟ اگر بپرسد چرا سالتان به دوازده دوره متوالی تقسیم شده و فی المثل چرا شش نیست چرا بیست دوره نیست؛ چه جوابی بدهم؟ اگر بپرسد منشاء این تقسم ها به کدام منجم و دانشمند بر میگردد که بشری که بر سر مقیاس های خود ساخته به توافق نمی رسد و فی المثل اگر سانتیمتر هست، اینچ را هم به پا می کند؛ اگر سانتی گراد هست فارنهایت را هم دارد اما یکباره در این مضرب ها هیچ اختلافی در ابناء بشر نیست همه سالشان به مضرب دوازده تقسیم می شود، روزشان به دو دوازده است، هفته شان مضرب هفت است… چند نفرمان بر این سوالها پاسخ متقنی داریم؟ پاسخ به کنار… اصلاً چند نفرمان در این امور «سوال» داریم!؟

این واقعیتی شیرین و قابل دفاع است که ما در بخشی از امور پیرامونمان، به دانشی ماورا و برتر از دانش خودمان اعتماد کرده‌ایم و بر حسب همین اعتماد هم آرام گرفته ایم. گویی در نهان ِ خود پذیرفته ایم که به هرحال این ماه و خورشید و زمین، پیغامی از یک حقیقت بزرگ و در پس پرده هستند گویی کسی به ما را با این نظم کوک کرده. می گوید چون خورشید ظاهر شد، مرا اینگونه بخوان. چون به میان آسمان رسید اینگونه بخوان. چون به افول رسید اینگونه بخوان. گویی خورشید ابزار دست استادی است که به پیغام آن نه تنها زمین ما را، بلکه ضمیر ما را هم قرار است روشن کند.

 والا چند نفر از ما میدانیم چرا به مرد می گویند در ظهور خورشید ذکر نمازش خفی باشد (مثل ظهر و عصر) و در خفای خورشید ذکرش جلی باشد (مثل صبح و عشا) و کدام میدانیم چرا به زن می گویند علی الدوام ذکر نمازش خفی باشد…

***

god

ماه و خورشید، یک پیغام است… یک چراغ احتیاط!

اگــ ــر…

اگر کاسه این سوالات را با پاسخهای خودساخته دم دستی پر نکرده باشیم لااقل به یک «نمیدانم» پربرکت می رسیم.

نمیدانمی که ما را مشتاق به دانستن میکند و مشتاق به آنکه منشاء این دانستن‌ها است.

***

حالا عزیز جان…

همه این مقدمه مفصل را گفتم که بگویم من نمیدانم تمایز ذیقعده و غیر ذیقعده در کدام است و چه اسراری در پس (امروز) یکشنبه ذیقعده نهفته است. یا در روزی مانند امروز چه وضعیتی در هستی موافق افتاده که ظهورش در عالم طبیعت در قالب یکشنبه ذیقعده ریخته شده. اما میدانم «رسول خدا(ص) در روز يكشنبه ماه ذيقعده خطاب به اصحاب فرمودند كه كداميك از شما قصد توبه دارد؟ اصحاب گفتند همه ما ميخواهيم توبه كنيم. حضرت فرمودند: غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز به جاي آوريد (دو نماز دورکعتی) در هر ركعت يك حمد و سه قل هوالله و يك مرتبه قل اعوذ برب الناس و يك مرتبه قل اعوذ برب الفلق بخوانيد و بعد از نماز ۷۰ مرتبه استغفار كرده (أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْه) و ختم كند استغفار را به “لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ” سپس بگويد: “يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت» (نقل به مضمون کردم از المراقبات: میرزاجواد ملکی تبریزی؛ ترجمه ابراهیم محدث. چاپ دی۷۶؛ صفحه ۳۶۸ در سایر منابع هم این آداب نقل شده و علی الظاهر نقل روایت از جانب سیدبن طاووس است)

این نماز و آداب به قصد توبه سفارش شده. صد البته این عوامی ماست اگر فکر کنیم کسی این آداب را به ظاهر بجا آورد و در قلب خود مستقر نکند به مقام توبه رسیده چون اساساً توبه، فعل قلب است. اما حتی عوام ما نیز بر آنان که از سر رخوت و انکار حتی به لفظ این آداب هم مشرف نمی شوند؛ ترجیح خواهند داشت.

تاريخ: ۱۷ شهریور ۱۳۹۲
دسته بندي: عقل عملی


ديدگاه هاي شما

Fahimeh گفت :

Salam, mamnoon ke minevisid
Khoda enshaalah be barkate in rooz, be zendegitoon aramesh, barekat va salamat eta farmaiad, Amin

Enshalah Ali agha halesh khoob mishe o bozorg mishe baed miad dastneveshtehaie shoma ro mikhoone o haz mibare, khoda hamatoon ra bara ham negah dare, baraie khahare manam doa konin

امیر گفت :

خدا ما و شما و همه شیعیان امیرالمومنین ( ع) رو از آمرزیدگان امروز و این ماه قرار بده.

ندا گفت :

سلام شرمنده.من ۱ماه ديگه عروسيم هستش و ميخواستم نظر شما رو راجع به موسيقي و رقص ها بدونم…
—————-
سلام…
آرزوی خوشبختی دارم براتون

ندا گفت :

من از شما راهنمایی خواستم لطفا.ممنون
——————
خواهر خوب…
همانطور که شما و دوستان دیگر در پرسیدن آزادید و بر حسب صلاحدید و موقعیت خودتان سوال می پرسید؛ متقابلاً من هم در پاسخ دادن مختارم و اجازه بفرمایید در حد بضاعتم و توانم پاسخگو باشم. اگر بنا باشد پرسش عزیزانی مثل شما، تکلیف بر پاسخ برای من باشد؛ علی القاعده مسیر عرض و بحث و فکر و کار بنده باید به سمت تمام پرسشها شناور باشد و این نه در توان بنده است نه در اهدافم.
در خصوص سوالی که فرمودید اگر جنبه فقهی مد نظر است، بنده سواد و صلاحیت پاسخ ندارم. اگر جنبه خارج از بحث فقهی مورد نظر است، مبحث موسیقی و رقص در اولویت های مطالعه من نبوده و نظر مستقلی ندارم.
در پناه خدا باشید و با آرزوی خوشبختی…

ندا گفت :

ممنون.و من هم براي شما آرزوي خوشبختي و سعادت ميكنم.

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.