آرشيو دسته ‘یادداشتهای روزانه’

عمر از نو

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا

روزها (۳)

یکی دو ساعت دیگر، اولین تولد پنج سالگی علی به شکل غافلگیر کننده ای برگزار خواهد شد

روزها (۲)

آدمهایی مثل من که در طول ساعات مختلف شبانه روز «یک» نفر نیستند بلکه هر ساعت ممکن است «نفری» متفاوت با نفر ساعت قبلی باشند

روزها (۱)

بیشتر از آنکه سرگرم دیدن کتابها باشم؛ سرگرم خوشحالی مرد پا به سن گذاشته کتاب فروش بودم که در کنار دخترش نشسته بودند و به هم دل میدادند. صحبت بهانه بود، از تخم مرغ خوردن ظهر تا کارهای عقب مانده کتاب فروشی؛ آنچه بود، خوش ترین دقایق «پدری و دختری» بود.

دنیا

پا داری و راهی نیست راه، پیش پای علیلی فروافتاده * بی دندان غرق نان است نان […]

به خودمان نیستیم…

به خودم اگر بود؛ دوستداشتم ساعتها در کتابهایم شنا کنم

دست‌فروش

یادت هست وقتی باهم میرفتیم سمت دانشگاه، تقاطع خیابون ادواردبران یه خانم پیری

تکرار

نیازمند یک اتفاق «متفاوت» اما اینبار «خوب» …
همه چیز به طرز ملالت باری تکراری است

وقت

صبحونه هایی که علی خوابه دنجی غریبی داره

زنگ انشا

سر امتحان «انشاء» دستم رو میذاشتم زیرچونم و واسه خودم میرفتم تو فکر